www.Opal30.blogfa .com
تو اون شام مهتاب کنارم نشستي![]()
عجب شاخه گل وار به پايم شکستي![]()
تو دونسته بودي چه خوشباورم من![]()
شکفتي و گفتي از عشق پر پرم من![]()
تا گفتم کي هستي؟ تو گفتي يه بي تاب![]()
تاگفتم دلت کو؟ تو گفتي که درياب![]()
قسم خوردي بر ما که عاشق تريني![]()
توي جمع عاشق تو صادق تريني![]()
هموئ لحظه ابري رخ ماه و آشفت![]()
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت![]()
گذشت روزگاري از اون لحظه ناب![]()
که معراج دل بود به درگاه مهتاب![]()
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم![]()
تو هر شام مهتاب به يادت شکستم![]()
تو از اين شکستن خبر داري يا نه؟![]()
هنوز شور عشق و به سر داري يا نه؟![]()
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري![]()
من اون ماهو دادم به تو يادگاري.....![]()
+ نوشته شده در 2 Jan 2008ساعت 20:14 توسط ღ•*چشمک زن آسمون*•ღ
| ||||||