سلام دلم واسه همتون یه ریزه شده بود. راستی عید قبلناتون مبارک. تو این مدت که نبودم خیلی اتفاقا افتاد. منون از شماهایی که سر زدین. عروسی بچه هاتون. (قند تو دلتون آب نشه) قرار بود عید نریم مسافرت و من درس بخونم. نخوندم و رفتیم. جاتون خالی خیلی خوش گذشت. چون قرار بود نریم مسافرت و از بقیه عیدی نگیرم جلو جلو عیدی هامو از بابام گرفتم. رفتیم مسافرت و از بقیه عیدی گرفتم عیدی هام دوبل شد. دیدم چند وقتیه پشتیباننم زنگ نمیزنه. فهمیدم غیبت زیاد داشتم گویا اخراج شدم. یه بارم تعهد دادم. پای بابا بزرگم شیکست. همه گفتن کنکور بهت ساخته خوش اشتها شدی مریض شدم ۵ شبانه روز هیچی نخوردم. در سال شکوفایی و ... آلزایمرم دو چندان شده دیگه چیزی یادم نمیاد.
هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیارا جز برای او و جز با او نمی خواهی آری آری زندگی شاید همین باشد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در 15 Apr 2008ساعت 11:32 توسط ღ•*چشمک زن آسمون*•ღ |
| ||||||