|
سلام دلم واسه همتون یه ریزه شده بود. راستی عید قبلناتون مبارک. تو این مدت که نبودم خیلی اتفاقا افتاد. منون از شماهایی که سر زدین. عروسی بچه هاتون. (قند تو دلتون آب نشه) قرار بود عید نریم مسافرت و من درس بخونم. نخوندم و رفتیم. جاتون خالی خیلی خوش گذشت. چون قرار بود نریم مسافرت و از بقیه عیدی نگیرم جلو جلو عیدی هامو از بابام گرفتم. رفتیم مسافرت و از بقیه عیدی گرفتم عیدی هام دوبل شد. دیدم چند وقتیه پشتیباننم زنگ نمیزنه. فهمیدم غیبت زیاد داشتم گویا اخراج شدم. یه بارم تعهد دادم. پای بابا بزرگم شیکست. همه گفتن کنکور بهت ساخته خوش اشتها شدی مریض شدم ۵ شبانه روز هیچی نخوردم. در سال شکوفایی و ... آلزایمرم دو چندان شده دیگه چیزی یادم نمیاد.
هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیارا جز برای او و جز با او نمی خواهی آری آری زندگی شاید همین باشد. + نوشته شده در 15 Apr 2008 11:32 توسط ستاره |
آدمک آخر دنیاست *بخند* آدمک مرگ همین جایت* بخند* آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست *بخند* دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست* بخند* فکر کن درد تو ارزشمند است. فکر کن گریه چه زیباست *بخند* صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست *بخند* راستی آن چه به یادت دادیم پر زدن نیست که در جاست* بخند* آدمک نغمه آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست *بخند* ******************************** + نوشته شده در 25 Jan 2008 14:21 توسط ستاره |
اگر روزی بشر گردی ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است. دکتر شریعتی + نوشته شده در 3 Jan 2008 18:13 توسط ستاره |
www.Opal30.blogfa .com + نوشته شده در 2 Jan 2008 20:14 توسط ستاره
|
| ||||||